حتما خبر آزادي ليلا مافي را شنيده ايد و مثل هر انسان نوع دوست ديگري خوشحال شده ايد. واقعا که بايد به جنبش زنان ايران تبريک گفت. متن خبر را براي سازمانيکه عضو آن هستم و در جهت حمايت از حقوق زنان فعاليت ميکند ارسال کردم همينطوربراي سازمان عفو بين الملل بريتانيا. اميدوارم در آينده بيشتر شاهد کاهش خشونتبر عليه زنان ايراني باشيم. اما اين قضيه را از جهت ديگري نيز ميشود بررسي کرد يعني بعد سياسي آن، ميدانيم که پس از انتخاب آقاي خاتمي در سال 97 و همچنين گسترش رسانه هايي مانند اينترنت و آگاهي بيش از پيش نسل جوان زنان ايراني از حقوقخود کم کم اعتراض هايي بر قوانين فعلي شد و زنان ايراني امکان اين را يافتند که در مورد خيلي از احکام صادر شده بر عليه زنان خبر رساني کنند تا انجائي که جمهوري اسلامي تحت فشار خارجي قرار بگيرد از ياد نبريم که وزير امور خارجه نروژ در مورد ليلا با مقاماتايراني گفتگو کرده بود اينها همه محصول تلاش زنان ايراني است اما در کنار آن به نظرمن فضاي نسبتا آزادي که ايجاد شده بود نيز به اين قضايا کمک کرد، فکر نکنم در دولت هاي قبلي ايراني کسي ميتوانست سازمان هاي حقوق بشري و غير دولتي در ايران تاسيس کند بدون اينکه جاسوس آمريکا يا اسرائيل قلمداد شود، البته همانطور که قبلان گفتم اينگونه آزادي ها کاملا نسبي هستند يعني فقط در مقايسه با سابقه آزادي بيان درجمهوري اسلامي. اما نکته حائز اهميت آينده است آيا دولت اصول گراي احمدي نژاد نيز چنين اجازه اي خواهد داد، آيا عمر ان جي او ها با پايان دولت خاتمي به پايان ميرساند ؟ آيا احمدي نژاد که حامياني مانند خانوم اشراقي ( يک زن خشونت طلب ) داردحتا اگر خود بخواهد ميتواند در پيشبرد نهادينه شدن حقوق زنان در ايران موفق باشد ؟آيا زنان مذهبي که به احمدي نژاد راي دادند از او خواهند خواست آزادي ها را محدود تر کند ؟ميدانم که هزاران سوال ديگر هم ميشود پرسيد اما پاسخ چيست. اگر بخواهيم منفي بافي کنيم پاسخ اينست که ايران و حقوق زنان به دهه شصت باز خواهد گذشت.اما اگر نخواهيم منفي باشيم چه ؟ اگر نخواهيم با عوض شدن يک ريس جمهور تمام شعار هايي را که در اين چند ساله ميداديم از ياد ببريم چه ؟هميشه که نبايد شرايط مهيا باشد و ما بخود بگويم که فعال حقوق زنان هستيمبه نظر من مبارزه و فعاليت زماني پر ارزش تر ميشوند که شرايط سختر باشد،اينها را گفتم که بگويم دوستان عزيز بخصوص شمائي که ايران زندگي ميکنيد مبارزه اصليو برابر خواهي پس از تحليف احمدي نژاد به عنوان ششمين ريس جمهور آغاز ميشود، نميخواهم از دور برايتان نسخه بپيچم اما باور کنيد هميشه به کارهائي که ميکنيد ارج مينهمفقط يادتان باشد که چيز هايي را که در چند ساله اخير بدست اورده ايد و جانهائي را کهنجات داده ايد از دست ندهيد. هيچ شخصي نميتواند جلوي فرياد هاي آزادي خواهانه شما را بگيرد حتا احمدي نژاد و هوادارانش.
موفق باشيد
پ ن ميشه لطفا راهنمائي کنيد : تمام پست هاي آرشيو از چپ به راست شدن.
خواهش ميکنم اگر ميدونيد که چطور ميشه دوباره به حالت قبلي بشن کامنت
بذاريد يا ايميل بزنيد.
اين رو هم بگم کوچکترين تغيري در تمپليت ندادم خودش همين جوري شد . با تشکر
من هم با
کوزه موافقم. لطفا اين همه به همديگه بد و بيراه نگيد. شما دوست عزيز کهاين همه براي آزادي و دموکراسي تلاش ميکنيد خودتان به اولين اصل دموکراسي يعني احترام به نظر هم ديگر اعتقاد نداريد چون اگر داشتيد اين همه به تقصير را گردن ديگري نمي انداختيد. طرف صحبتم با کس خاصي نيست منظورم موافقين و مخالفين تحريم هستند.
من مثل همه شما واقعا از نتايج شگفت زده شدم. موقع اعلام نتايج با چند دوست
غيرايراني بودم و وقتي ناراحتي من را ديدن گفتند تو چرا ناراحتي اين تصميمي
است که مردمايران گرفته اند. ديدم حق با آنهاست بايد به نظر مردمي که راي
داده اند احترام گذاشت.لابد اکثريت مردم دوست دارند آن شخص ريس جمهور شود،
اگر غير از اين است بگويد پس چيست. درست است که کل سيستم انتخاباتي از
پاي بست ويران است ولي 26 ميليون نفر به همان هم راضي هستند .
نتيجه گيري :
اگر طرفدار معين هستيد به قول
الپر اخلاق شکست داشته باشيد و تقصير را
به گردن کسي نيندازيد چون در يک انتخابات نامزد شما راي نياورده.
به تحريمي ها هم نميشود بگوييد مقصر هستند چون راي حق است چه دادن آن چه ندادن آن.
اما اگر طرفدار تحريم بوده ايد خواهش ميکنم اينقدر نمک به زخم طرفداران
معين نپاشيد چون به هر حال براي شما نتيجه فرقي نميکرده پس لطفا همچنان از
تحريم حمايت کنيدبدون توجه به نتيجه آن و اينکه چرا 26 ميليون نفر راي داده اند.
به نظر من هر دو گروه چه طرفداران آقاي معين و چه موافقين تحريم زياد به هدف
خود دست پيدانکردند.اميدوارم که انتخابات روزي در ايران 100 درصد دموکراتيک
برگزار شود.
حالا همه اين ها را گفتم خنده دار ترين مطلب انتخاباتي را
اينجا خواندم لطفا يک کليک کنيد تا منظورم را بفهميد.
خبر هاي روز يکشنبه را که حتما خوانده ايد پس نيازي نيست که من دوباره در اين
مورد اينجا بنويسم و عکس بگذارم.
فقط ميخواستم به همه خانوم ها به خصوص وبلاگ نويس ها تبريک بگم، نميتوانيد
باور کنيد چه قدر از اين حرکت خوشحال شدم شايد به اندازه خود شما که آنجا بوديد.
نميدانيد که با ديدن آن عکس ها چقدر احساس غرور بهم دست داد و مغرور شدم.
بايد بوديد و ميديد که ديروز چطور با افتخار عکس هاي شما را به تمامي دوستان
غير ايراني نشان ميدادم و به تک تکان افتخار ميکردم، ميگفتم همين هائي را که
بزور حجاب بر سرشان کرده اند و هر روز چه به صورت قانوني و غير قانوني بر آنها
ظلم ميکنند امروز بيرون آمده اند و به درستي ميگويند
حقوق بشر = حقوق زنان.
ديشب با تنها کسي توانستم صحبت کنم پرگلک بود که اينقدر نگران دستگيري اش
بودم که اصل ماجرا را از ياد برديم.
دم همتون گرم. واقعا که خيلي زن هستيد.
فراخوان کانون نويسندگان ايران در حمايت از ناصر زرافشان
پ ن راستي کسي از آقاي امين فقيري نويسنده ايراني خبر داره، فکر ميکنم
ايشون هم جز کانون باشند. لطفا اگر از ايشون خبري داريد يا اينجا توي
کامنت بنويسيد يا اگرکامنت مثل هميشه کار نکرد زحمت يک ايميل رو به خودتون
بدين خيلي ممنون ميشوم.
يک مطلب صادقانه که در عين عصبانيت نوشته شده، اگر خواننده زن هستيد
نظر شما چيه آيا شما هم اگر عصباني بشيد اينجوري فکر ميکنيد ؟
من با بيشتر اين مطلب موافقم ولي با اون قسمتي که در مورد خانوم هاي امريکائي
يا هر خانوم ديگه اي نوشته شده موافق نيستم
پ ن اين هم
پست ديگري در تکميل مطلب صادقانه قبلي :)
بيانيه ها ي کانون وبلاگ نويسان در مورد انتخابات ايران و حمايت از حرکت زنان
در روز يکشنبه را از دست ندهيد.
خيلي خوشحالم که ميبينم حداقل نسل جوان زنان ايراني به حقوق خود
اهميت ميدهند و خود را ضع***** نميدانند که زندگي خود را وابسته
و منتهي به يک موجود مذکربدانند. من شخصا عقيده ندارم که زنان فعال ايران
از همان ابتدا خواستارتغيير يک شبه تمام قوانين شوند، چون چيزيست نا ممکن
و دور از واقعيت، فمينيستهاي ايراني و کليه کساني که براي حقوق زنان
فعاليت ميکنند بايد بيشتر بر روي ديگرزنان جامعه ايراني کار کنند و آنها
را با حقوق از دست رفته اشان آشنا کنند. هر زن ايراني بايد درک کند تنها
اوست حق نگهداري از بچه هايش پس از جدائي را دارد ( منهاي مورد خاص ) و
باز هم تنها اوست که ميتواند در مورد بچه اي که در بدنش حمل ميکند تصميم
بگيرد. او بايد بداند که نبايد سوخت و ساخت. بايد جنگيد و گرفت حق را.
اميدوارم روزي تمام زنان ايراني حتا خانه دار ها به حقوق خودشان وقف باشند
واين فقط خاص قشر روشنفکر و دانشجو کشور نباشد. اگر من در ايران بود فعاليت
خودم را بيش ازهر چيز بر روي اطلاع رساني به تمام اقشار جامعه متمرکز ميکردم
که اين مهمترين است.
به اميد آن روزي که وقتي تجمعاتي مانند چند روز پيش براي اعتراض به رد صلاحيت
زنان برگزار ميشود هزاران زن ايراني از هر قشري در آن شرکت کند.
واقعا خيلي خوشحال ميشوم که در آن فضاي بسته بچه هايي مانند
فرناز ،
گلناز و عزيزان خوب
تريبون فمينيستي ايران اينگونه تلاش ميکنند تا صداي خود را براي برابري حقوقشان در يک جامعه به شدت
مردسالار به گوش همگان برسانند. واقعا که خواسته نباشيد.
متن زير را هم به منظور حمايت از آن اينجا ميگذارم.
● فراخوان عمومی برای اعتراض به «نقض حقوق زنان در قانون اساسی»سالهاست که زنان برای دستیابی به حقوق برابر تلاش می کنند. دشواری ها و موانع بسیار جدی بر سر راه آنان وجود دارد. بن بست های قانون اساسی و قوانین مدنی و جزایی حاکم بر جامعه یکی از مهمترین این موانع است.
ما زنان برای پیگیری و دستیابی به حقوق برابر از تمامی شیوه های مسالمت آمیز بهره می جوییم تا با یاری یکدیگر صدای اعتراض خود را به قوانین موجود هرچه رساتر اعلام کنیم.
از همه زنان و مردانی که به نقض حقوق زنان در قانون اساسی و نادیده گرفته شدن حقوق گروه های مختلف زنان و تحقیر آنان در قوانین اعتراض دارند می خواهیم به گردهم آیی که به این منظور در روز یکشنبه 22 خرداد ماه ساعت 5 تا 6 بعدازظهر (مقابل در اصلی دانشگاه تهران واقع در خیابان انقلاب) برگزار می شود بپیوندند.
_ مرکز فرهنگی زنان
_ کانون هستياانديش
_ سايت زنان ايران
_ ديده بان زنان ايران
_ گروه زنان هماوا (هما)
_ کانون زنان نوانديش ايران
_ انجمن نوانديشان ايران (آنا)
_ انحمن حمايت از زنان بيکار
_ گروه پژواک
_ موسسه مطالعات حوا
_ انجمن روزنامه نگاران جوان
_ زنان هيئت موسس سنديکاهای کارگری
_ کانون زنان کرد مدافع صلح و حقوق بشر
_ انجمن بدون مرز
_ انجمن اسلامی دانشگاه الزهرا
_ جمعيت زنان حامی محيط زيست کردستان (راه سبز)
_ انجمن زنان پيشرو مريوان
_ انجمن فرهنگی هنری زنان مريوان
_ انجمن زنان آذرمهر سنندج
_ کانون عرصه عمومی دانشگاه تهران
_ جامعه دموکراتيک دانشجويی دانشگاه تهران
_ هسته فمينيستی زبان زنان دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبايی
_ نشريه دانشجويی نما علامه طباطبايی
_ نشريه دانشجويی شوکران دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبايی
_ نشريه دانشجويی سحر دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبايی
_ نشريه پيمان دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبايی
_ جامعه فرهنگی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
_ نشريه دانشجويی پگاه
_ نشريه دانشجويی بامداد
- نشريه دانشجويي نسل سوم (دانشجويان علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي)
ـ انجمن روزنامهنگاران زن (رزا)
- ليست بروز شده بقيه حاميان اين حرکت را در
وبلاگ فرناز بخوانيد.
کانون وبلاگ نويسان ايران يا پنلاگ بيانيه اي در محکوميت حکم نا عادلانه
مجتبي سميعي نژاد منتشر کرده که ميتوانيد آن را در
اينجا ببينيد.
البته اين تنها واکنش کانون نبوده چون در اوايل دستگيري مجتبي که کمتر کسي
او را ميشناخت کانون يکي دو بيانيه براي اين وبلاگ نويس گمنام صادر کرد
که به قول ابطحي شرايط بس سختري را نسبت به بقيه وبلاگ نويسان پشت سر
گذاشته. به هر حال نبايد نا اميد بود و اميدوارم فشار هاي جهاني و دنياي مجازي
به آزادي مجتبي کمک کند.
بيانيه ها و مطالب منتشر شده توسط کانون وبلاگ نويسان ايران در حمايت از
مجتبي سميعي نژاد :
بيانيه کانون در اعتراض به حکم زندان مجتبي بيانيه کانون وبلاگ نويسان ايران در مورد اعتصاب غذا ي مجتبي سميعي نژاد کانون وبلاگ نویسان ایران آزادی بدون قید و شرط و فوری مجتبی سمیعی نژاد را خواستار است
پ ن
وبلاگ حمايت از مجتبي سميعي نژاد که توسط چند تن از دوستان عزيز
وب نگار و روزنامه نگار تشکيل شده